بحث اصلی این گفتگو حول محور کارکرد انتخابات در نظامهای بسته و واکنش کنشگران مدنی به این انتخابات میچرخد. این پرسش که کنشگران مدنی در نظامهای بسته چه نوع واکنشی میتوانند نشان دهند تا به جامعه کمک کنند، پرسشی پیچیده و بیپاسخ ساده است.
تقسیمبندی حکومتها و وضعیت ایران
بر اساس ایندکس دموکراسی که سالانه منتشر میشود، کشورهای جهان به چهار دسته تقسیم میشوند: دموکراسی کامل، دموکراسی نیمهتمام، دموکراسی بینابینی و کشورهای بسته یا توتالیتر. طبق گزارش اکونومیست، ایران در گروه کشورهای بسته قرار دارد و از نظر شاخص مشارکت سیاسی، تنها ۱۴ کشور وضعیت بدتری از ایران دارند.
پرسشها درباره انتخابات در نظامهای بسته
در چنین نظامهایی که به ندرت به گردش نخبگان و آزادیهای سیاسی اعتقاد دارند، هدف و کارکرد انتخابات چیست؟ اگر مردم هیچ نقشی در تصمیمگیریها نداشته باشند، برگزاری انتخابات چه معنایی دارد؟ آیا فقط برگزاری یک انتخابات نمایشی برای حفظ ظاهری از دموکراسی کافی است؟
تحلیل حسین قاضیان
حسین قاضیان به بررسی ایدههای پشت نظامهای سیاسی بسته پرداخت و توضیح داد که این ایدهها تا چه حد میتوانند تمام ابعاد زندگی اجتماعی را تحتالشعاع قرار دهند. او به تفاوتهای شدت و فراگیری کنترل در نظامهای سیاسی بسته اشاره کرد و همچنین بررسی کرد که چگونه توان اجرایی یک حکومت میتواند در پیادهسازی این ایدهها موفق باشد.
قاضیان همچنین به چگونگی تأثیر بسترهای اجتماعی و تاریخی بر توان اجرایی نظامهای بسته اشاره کرد و توضیح داد که در ایران، علیرغم وجود ایدههای توتالیتر، به دلیل ناتوانی در پیادهسازی کامل این ایدهها، برخی از مؤلفههای دموکراتیک حفظ شدهاند.
تحلیل امیرحسین مهدوی
امیرحسین مهدوی به بررسی وضعیت انتخابات در کشورهای هیبریدی (نظامهای بینابینی) پرداخت. او این کشورها را به سه دسته تقسیم کرد: کشورهایی که از درجاتی از اقتدارگرایی فاصله گرفتهاند و به سوی دموکراسی حرکت کردهاند، کشورهایی که اساساً هیبریدی پایهگذاری شدهاند، و کشورهایی که دموکراسیهای در حال پسرفت دارند.
مهدوی همچنین به فلسفه و هدف برگزاری انتخابات در چنین نظامهایی پرداخته و توضیح داد که انتخابات در این کشورها معمولاً به عنوان ابزاری برای بهبود وجهه بینالمللی حکومتها و تقسیم منابع داخلی استفاده میشود.
کارکرد انتخابات برای کنشگران مدنی
در پایان، سوال اصلی مطرح شد: در نظامهای بسته که انتخابات تأثیر چندانی در تغییرات واقعی ندارد، کنشگران مدنی چه کارکردی از انتخابات میتوانند بگیرند؟ حسین قاضیان و امیرحسین مهدوی هرکدام به بحثهایی در مورد نقش کنشگران مدنی پرداختند و بر این نکته تأکید کردند که کنشگری مدنی باید به ظرفیتهای موجود در نظامهای سیاسی بسته توجه کند. این کنشگران میتوانند در چارچوب محدودیتها به جلب توجه به خواستههای مردم و تغییرات تدریجی در سیاستهای اجتماعی و اقتصادی بپردازند.
نتیجهگیری
در نهایت، در نظامهای بسته، حتی اگر انتخابات محدود به نظر برسد، همچنان ابزاری برای کنشگران مدنی به شمار میآید. این انتخابات ممکن است به حفظ وحدت میان بلوکهای قدرت کمک کند یا فضایی برای مدیریت تضادهای درونی ایجاد کند. در نتیجه، اگرچه این انتخابات بهطور کلی تأثیر زیادی در تغییرات اساسی نخواهد داشت، اما در سطحهای پایینتر میتواند به برطرف کردن برخی مشکلات و رفع نیازهای اجتماعی کمک کند.




