پژمان تهوری و نادر ع.
ایران در یک بزنگاه خطرناک تاریخی ایستاده است: از یک سو با جنگی ویرانگر و از سوی دیگر با تداوم سرکوب و تشدید بحرانهای داخلی روبروست و چشماندازی برای گذار مسالمتآمیز به دموکراسی وجود ندارد مگر آنکه بپذیریم میشود مسیر فشار بینالمللی را از تخریب ایران به سمت توانمندسازی مردم ایران، و ایجاد توازن قدرت میان حکومت و مردم تغییر و شرایط را به نفع کشور رقم زد.
قاعدتا در شرایط وجود راهحل مسالمتآمیز برای تغییر رژیم، هیچ ایرانی خواهان حمله به کشورش نیست. اما پرسش این است که چگونه میتوان مداخله خارجی، که تقابل نظامی را بسیار محتمل ساخته، به فشاری علیه حکومت، جهت پذیرش خواست مردم ایران تبدیل کرد؟ پاسخ این است: باید «فشار بینالمللی و مداخله خارجی» را نه برای آغاز جنگ، بلکه برای وادار کردن حاکمیت به پذیرش گزینهای بسیار کمهزینهتر تغییر داد تا تصمیمی دموکراتیک، مستقیماً توسط مردم ایران گرفته شود.
پیشنهاد مشخص
هستهی این راهبرد، برگزاری یک همهپرسی سراسری، الزامآور و تحت نظارت بینالمللی است که تنها یک پرسش روشن را مطرح میکند:
آیا خواهان ادامهی حاکمیت کنونی هستید — خیر یا بلی؟
این فرآیند باید قاطع (با اجماع تمام بازیگران داخلی و خارجی)، زمانبندیشده و معتبر باشد؛ زیرا مذاکرات طولانی، یا وعدههای مبهم اصلاحات، تنها زمان بیشتری برای تداوم سرکوب فراهم میکند.
چرا این راهکار موثر است؟
- اکثریت ایرانیان خواهان برگزاری چنین رفراندومی هستند. گروههای جامعه مدنی، سازمانهای مردمنهاد و چهرههای معتبر اپوزیسیون، بهطور گسترده از برگزاری همهپرسی حمایت میکنند و آن را بر جنگ ترجیح میدهند.
- نتیجه قابل پیشبینی است. در هر فرآیند شفاف و آزاد، حاکمیت کنونی بهطور قاطع رای نخواهد آورد.
- از فاجعه جلوگیری میکند. جنگ ایران را ویران کرده، منطقه را بیثبات میسازد و پیامدهایی بلندمدت و غیرقابل پیشبینی به همراه خواهد داشت.
منافع طرفهای ذینفع
- برای ایران و مردم آن:
جلوگیری از ویرانی ملی، بازگرداندن اختیار عمومی، و فراهم کردن امکان مشارکت مدنیِ مسالمتآمیز در تغییر رژيم و بنیاننهادن حکومتی تازه و مورد خواست اکثریت مردم را به همراه دارد.
- برای ایالات متحده و متحدانش:
دستیابی به اهداف راهبردی بدون جنگی پرهزینه و فرسایشی؛ و تحقق نتیجهای مشروع و قابل پیشبینی را محقق میسازد. از موج مهاجرت پناهندگان و آوارگان جنگی جلوگیری میکند.
- برای حامیان حکومت و کارگزاران دولتی:
ایجاد مسیری آبرومندانه برای خروج بدون مجازات جمعی، در امان ماندن از خشونت ناگزیر در شرایط جنگی و هرج و مرج، برخورداری از منافع عدالت انتقالی، و تسریع در تغییر مسالمتآمیز را در پی خواهد داشت.
بازیگران کلیدی و منافع این پیشنهاد
مردم ایران:
اکثریت مردم در پی نظامی سکولار و دموکراتیک از مسیر مدنی هستند. آنان هم حاکمیت کنونی را رد میکنند و هم جنگ تحمیلی خارجی را. اعتراضات اخیر نشاندهنده شجاعت، تابآوری و رشد سازمانیافتگی است. این طرح تحقق ایده مسالمتآمیز تغییر رژیم را ممکن میسازد.
ایالات متحده:
در پی مهار توان نظامی و نفوذ منطقهای ایران بدون ورود به جنگی طولانی است. این پیشنهاد مسیری کمهزینه و با مشروعیت بالا ارائه میدهد و میتواند از حمایت جامعه بینالمللی برخوردار شود. ضمن اینکه برنامه هستهای و موشکی نظام دموکراتیک و سکولار آینده ایران، دیگر یک تهدید منطقهای و جهانی نیست بلکه شفاف و مطابق پروتکلهای بینالمللی خواهد بود.
اسرائیل:
بهدنبال پایان حاکمیتی خصمانه در ایران است. ایران دموکراتیک میتواند تهدیدهای منطقهای را بهطور چشمگیری کاهش داده و به عضوی مسئول و سازنده در جامعه بینالمللی تبدیل شود.
قدرتهای منطقهای:
قدرتهای منطقهای، گرچه برخی ممکن است از ایران دموکراتیک نگران باشند، اما ایران باثبات و غیرمداخلهگر در نهایت به سود امنیت، ثبات و همکاریهای اقتصادی منطقهای خواهد بود.
شرایط غیر قابل مذاکره
پیش نیاز هر همهپرسی باید شامل موارد زیر باشد:
- آزادی فوری و بدون قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی، از جمله بازداشتشدگان اخیر؛
- نظارت بینالمللی برای حفاظت از غیرنظامیان و تضمین شفافیت؛
- تشکیل هیأت مستقل بینالمللی برای تحقیق درباره کشتارها و نقض حقوق بشر در حوادث اخیر؛
ادعای «مداخله خارجی» که ممکن است از سوی حکومت و حامیان آن مطرح شود، فاقد اعتبار است. حکومتی که دهها هزار شهروند خود را کشته، نمیتواند پشت اصل حاکمیت ملی پنهان شود و صلاحیت برگزاری چنین رفراندومی را ندارد.
طراحی فرآیند همهپرسی
- مدیریت و اجرای همهپرسی به صورت مشترک توسط نهادهای مدنی داخلی و سازمانهای بینالمللی خواهد بود.
- تحت حمایت و نظارت نهادهای مدنی دموکراتیک اروپایی و آمریکایی برگزار خواهد شد.
- دارای زمانبندی مشخص (برای مثال، ظرف ۹۰ روز) است.
• همهپرسی در این مرحله، مبتنی بر یک پرسش واحدِ «بلی/خیر» درباره ادامه حاکمیت خواهد بود. (نوع حاکمیت ملی و همه پرسی مرتبط، طی فرآیندی در دولت انتقالی و مجلس موسسان تصمیمگیری و پیگیری خواهد شد.)
انتخاب پیشِ رو
اگر حاکمیت این مسیر را بپذیرد، ایران بهسوی آیندهای مسالمتآمیز و دموکراتیک، حرکت خواهد کرد.
اگر آن را رد کند، با فشار فزاینده و خطر واقعی جنگ روبهرو میشود—جنگی که احتمالاً ساختارهای رهبری و نهادهای آن را نابود خواهد کرد. بنابراین در صورت مقاومت حکومت در برابر این پیشنهاد، گزینه جنگ کماکان باقی است.
آیا چنین طرحی سابقه بینالمللی دارد؟
بله؛ برای مثال، در همهپرسی سودان در سال ۲۰۱۱، بازیگران بینالمللی نقشی محوری در تضمین مشروعیت آن ایفا کردند. سازمان ملل متحد ناظران اعزام کرد و حمایت فنی ارائه داد، در حالی که اتحادیه اروپا نظارت بر انتخابات را بر عهده داشت. حضور آنان شفافیت را افزایش داد، از مداخله جلوگیری کرد و اعتماد به نتایج را تقویت نمود.
پذیرش این همهپرسی از سوی Omar al-Bashir نتیجه سالها جنگ داخلی، فشارهای داخلی، و فشارهای هماهنگ بینالمللی بود. توافق جامع صلح ۲۰۰۵ (Comprehensive Peace Agreement) که با میانجیگری و حمایت ایالات متحده و دیگر بازیگران بینالمللی شکل گرفت، دولت خارطوم را متعهد کرد که حق تعیین سرنوشت برای جنوب سودان را از طریق یک همهپرسی به رسمیت بشناسد. در واقع، ترکیب فشارهای دیپلماتیک، تحریمها، تهدید انزوای بیشتر بینالمللی و ارائه مشوقهایی برای عادیسازی روابط، محاسبات سیاسی حکومت را تغییر داد و آن را به پذیرش یک مسیر حقوقی و بینالمللی برای حل منازعه واداشت.
این تجربه نشان میدهد که سازمانهای بینالمللی میتوانند در نظارت بر فرآیندهای همهپرسی نقشی سازنده ایفا کنند و همچنین فشارهای هدفمند خارجی میتواند رژیمهای اقتدارگرا را به پذیرش سازوکارهای دموکراتیک سوق دهد. این مورد الگویی عملی ارائه میدهد از اینکه چگونه نظارت ساختارمند بینالمللی و اهرمهای فشار سیاسی میتواند اعتبار و امکانپذیری یک همهپرسی را افزایش دهد—رویکردی که میتواند در مورد ایران نیز مورد توجه قرار گیرد.
فشار ایالات متحده—اعم از اقتصادی، دیپلماتیک و نظامی—همچنان بهگونهای منحصربهفرد قادر است محاسبات رژیم را دگرگون کند. اگر این فشار بهصورت راهبردی اعمال شود، میتواند مسیر آینده ایران را تغییر دهد.
جمعبندی
این یک لحظه تاریخی کمنظیر است. فشار داخلی و بینالمللی موجود هنوز میتواند به مشارکت تبدیل شود. گذار مسالمتآمیز همچنان ممکن است اگر مداخله خارجی و مخالفان داخلی حکومت یک صدا ایدهی همه پرسی را پیگیری و رهبری نظام موجود، در تصمیمی قاطع و راهبردی، پیش از بستهشدن این پنجره تاریخی اقدام کند.




